تبليغاتX
یادداشــت معلمـانه - مرا این روزگار آموزگار است ...
پست ثابت شما
متن ارسالي شما

تاريخ آينه ي عبرت است .گاه كه تاريخ را ورق مي زني ، شاهد حكايات عجيب از به قدرت رسيدن افراد در يك شبانه روزو به عكس افول از تخت قدرت و به خاك نشستن حاكمان هستيم ؛ و به قول معروف « گهي زين به پشت و گهي ... »

چگونگي رسيدن به صدارت و وزارت و يا افتادن به سفاهت و هلاكت افراد خواندني است . چهار نفر بودند كه داراي سلطنت مشهور و معروف بودند:

الف : سليمان نبي (ع)  ب : ذوالقرنين  ج : بخت النصر  د : نمرود

بخت النصر در خواب ديد كه بدنش از سه فلز تشكيل شده است . سرش از طلا ، سينه اش مس و پاهايش از آهن . پريشان از خواب پريد و معبران بارگاه را خواست تا خوابش را تعبير نمايند .معبران عاجز ماندند .

معبري را كه در زندان به سر مي برد خواستند تا تعبير نمايد و او كسي نبود جزء « دانيال نبي (ع) »‌ . وي گفت :

« تا سه روز ديگر زنده هستي و بعد خواهي مرد ! »

بخت النصر گفت : « مـــــرگ ! مرگ از من دور است .»

يك نوكر فداكار داشت .شمشير به دستش داد تا سه روز از اتاق وي محافظت نمايد . به او گفت : هر كس قصد دخول داشت ، چه زن چه مرد ، چه همسر و فرزند و...با شمشير از بين ببرد .

روز اول و دوم گذشت خبري نشد .روز سوم بخت النصر از درب اندروني جهت حاجتي خارج شد و از دربي كه محافظ گمارده بود قصد دخول به اتاقش را داشت . نوكر با وفايش شمشير كشيد و وي را از بين برد .

تاريخ شاهد اين گونه حوادث بوده و خواهد بود . 

چون روزگار كس ندهد پند آدمي               خواهي كه پند گيري از روزگار گير

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط  محتشــــم
کلیه ی حقوق مادی و معنوی برای وبلاگ moallemane محفوظ می باشد.
 هر گونه نسخه برداری با ذکر منبع مایه ی افتخار و امتنان است.
قالب وبلاگ